{ 21/08/2010 @ 5:21 ب.ظ. } · { یادداشتهای علیرضا احمدی پناه } { Tags: عکس های قدیمی }
دلخوشی هایم کو؟….
شرکت پیام آوران سال 1385-کوچه سعدی-اراک افروز و محمد
on 22/08/2010 at 7:20 ب.ظ.
من می دونم کجان!
محمد رفته شیراز… افروز گوشهاش دراز شده و شما هم مثل اینکه تا چندی پیش دیوار حمام شخم می زدی!
منجیک اعلم!
on 23/08/2010 at 4:49 ق.ظ.
امیرجان.دانه های دلم پیدا نیست. المنجیک اعلم هم دیکه صادق نیست اینجا
on 22/08/2010 at 7:55 ب.ظ.
دیر از امروز به یاد دیگری بودی و حالا به یاد دیگری فردا به یادم خواهی آورد؟! فردا تر ها به یادت خواهم آورد؟!
on 23/08/2010 at 4:50 ق.ظ.
حسین پناهی میگه همه چی از یاد آدم میره، غیر یادش که همیشه یادمه.
on 23/08/2010 at 9:17 ق.ظ.
اونا که رفته حالا یه عکس جدید بنداز برنامه های پیش رو رو بگو علی جان ببینیم کی باید بیاییم یه شامی نهاری بخوریم :دی
on 24/08/2010 at 6:53 ب.ظ.
ax baz nashod nadidam
on 02/09/2010 at 9:59 ب.ظ.
لای این شب بو ها پای آن کاج بلند(شاید هم سرو بلند، یا شایدم روز های بلندی که از عمر سپری شدن)
on 03/09/2010 at 8:01 ق.ظ.
از انقلاب تا آزادی راهی نیست شعار نیست گیرم که شعار هم باشد پیاده هم می شود رفت یادت هست تا آزادی راهی نیست !!!
تهران-شهریور 1389- میثم اسکندری برای همقرابه ام علیرضا احمدی پناه و به یاد محمد افراز برادر روزان تنهاییم
on 03/09/2010 at 11:38 ق.ظ.
میثم عزیز.برادرم.افتخاری است که شعر زیبایتان را در اینجا نوشته اید.این روزها خیابان های منتهی آزادی خسته کننده شده …. به امید روزهای بهتر
on 03/09/2010 at 8:03 ق.ظ.
علی جان وبلاگ توپی داری و توسی رنگ عشقه امید وارم موفق باشی ما هم از دور باهاتون خوشیم
on 03/09/2010 at 11:39 ق.ظ.
دوست دوران کودکی و دبستان آیت الله سعیدی.یاد روزهای خوش لواشک خوردن در طول خیابان امام بخیر.چه خوب کردی به اینجا سر زدی
{ خوراک RSS دیدگاههای این نوشته} · { شناساگر دنبالک }
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
امیر Said:
on 22/08/2010 at 7:20 ب.ظ.
من می دونم کجان!
محمد رفته شیراز… افروز گوشهاش دراز شده و شما هم مثل اینکه تا چندی پیش دیوار حمام شخم می زدی!
منجیک اعلم!
ahmadipanah Said:
on 23/08/2010 at 4:49 ق.ظ.
امیرجان.دانه های دلم پیدا نیست.
المنجیک اعلم هم دیکه صادق نیست اینجا
دوریس Said:
on 22/08/2010 at 7:55 ب.ظ.
دیر از امروز به یاد دیگری بودی و حالا به یاد دیگری
فردا به یادم خواهی آورد؟!
فردا تر ها به یادت خواهم آورد؟!
ahmadipanah Said:
on 23/08/2010 at 4:50 ق.ظ.
حسین پناهی میگه همه چی از یاد آدم میره، غیر یادش که همیشه یادمه.
سعیده Said:
on 23/08/2010 at 9:17 ق.ظ.
اونا که رفته
حالا یه عکس جدید بنداز
برنامه های پیش رو رو بگو علی جان
ببینیم کی باید بیاییم یه شامی
نهاری بخوریم
:دی
عروسک سخنگو Said:
on 24/08/2010 at 6:53 ب.ظ.
ax baz nashod nadidam
ali Said:
on 02/09/2010 at 9:59 ب.ظ.
لای این شب بو ها
پای آن کاج بلند(شاید هم سرو بلند، یا شایدم روز های بلندی که از عمر سپری شدن)
میثم اسکندری Said:
on 03/09/2010 at 8:01 ق.ظ.
از انقلاب تا آزادی راهی نیست
شعار نیست
گیرم که شعار هم باشد
پیاده هم می شود رفت
یادت هست
تا آزادی راهی نیست !!!
تهران-شهریور 1389- میثم اسکندری
برای همقرابه ام علیرضا احمدی پناه و به یاد محمد افراز برادر روزان تنهاییم
ahmadipanah Said:
on 03/09/2010 at 11:38 ق.ظ.
میثم عزیز.برادرم.افتخاری است که شعر زیبایتان را در اینجا نوشته اید.این روزها خیابان های منتهی آزادی خسته کننده شده ….
به امید روزهای بهتر
محمد افراز Said:
on 03/09/2010 at 8:03 ق.ظ.
علی جان وبلاگ توپی داری
و توسی رنگ عشقه
امید وارم موفق باشی
ما هم از دور باهاتون خوشیم
ahmadipanah Said:
on 03/09/2010 at 11:39 ق.ظ.
دوست دوران کودکی و دبستان آیت الله سعیدی.یاد روزهای خوش لواشک خوردن در طول خیابان امام بخیر.چه خوب کردی به اینجا سر زدی